2 ماهگی آرمین
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
تولد
سلااااااااااااااام آرمین خوشکلم بالاخره اومدی تو بغل مامان و همه را غافل گیر کردی پسرم در تاریخ 12 اسفند 93 یعنی 24 روز زودتر بدنیا اومدی پسرم میخواسته عید پیش مامان و بابا باشه روز 3شنبه یعنی 12 اسفند برای نمازکه پاشدم دیدیم آبه زیادی ازم اومد و خودمو خیس کردم خیلی ترسیدم و فهمیدم کیسه آبم پاره شده سریع زنگ زدیم مادرشوهرم و ساعت 6 صبح رفتیم بیمارستان معاینه که کرد گفت دهانه رحمت 2 سانت باز شده ماهم سریع کارامونو کردیم و راهی یزد شدیم تو بیمارستان خیلی اذیتم کردن تا اینکه ساعت 1 پذیرش شدم از ساعت 2 دردام شروع شد و با آمپول فشار که زدن دردام به اوج رسید خیلی سخت بود ولی من بخاطر پسرم تحمل کردم تا اینکه ساعت 8:20 شب آرمین با زایمان طب...
نویسنده :
گلی موسوی
9:56
هفته 36
سلااااااااااااااااااام به آرمین خوشکلم خیلی وقته نتونستم بیام برات بنویسم جوجه خوشکلم چون درگیر اسباب کشی بودیم اینترنت هم نداشتم دلم برات یه ذره شده جوجه مامان بعضی از شبا که خوابتو میبینم بیشتر دلم برات تنگ میشه ولی دیگه چیزی نمونده راستی اتاقتو چیدیم خیلی قشنگ شده حتمن عکسشو میذارم تو هفته 33 که رفتم سونو دکتر گفت وزنت خیلی خوبه تاریخ زایمانو انداخت 29 اسفند ولی تو همون فروردین بیا فنجولکم بووووووووووس
نویسنده :
گلی موسوی
10:15
هفته 30
سلاااااااااااااااااااام پسر گلم الهی قربون اون لگدای محکمت برم که عاشقشونم دل تنگتم مامانی از یه طرف میگم کاش زود بیای از یه طرفم اگه بیای دلم برای تکونات تنگ میشه الان یه هفته هست که خونه مامان جون هستیم امروز بابایی رفته وسایلمون رو از یزد بیاره تا بریم خونه خودمون خیلی خوشحالم که میخوام بریم خونه خودمون اتاق تو رو هم انتخاب کردیم قراره سر فرصت برات بچینم و یه فرش خوشکل هم برات بخرم فقط 10 هفته دیگه تا دیدنت باقی مونده خیلی دوست دارم آرمین گلم فعلا اسمت آرمین هست جوجه مامان بوووووووووووووووس
نویسنده :
گلی موسوی
14:50
هفته بیست وهفتم
سلااااااااااام به جوجه خوشکل مامان الهی قربونت برم که اینقدر تو دل مامان تکون میخوری ، امروز اینقدر تکون خوردی که گفتم نکنه مشکلی برات پیش اومده امروز هم دکتر رفتم هم درمونگاه و دو بار صدای قلب کوچولوتو شنیدم دکتر میگفت معلومه پسرت خیلی شیطونه،الهی قربونت بره مامان که دلم برات یه ذره شده راستی پسر خوشکلم کار بابا درست شد و قراره هفته دیگه اسباب کشی کنیم بریم شهرستان من زیاد خوشحال نیستم چون دوست داشتم تو شهر بزرگ زندگی کنیم برای پیشرفت تو ولی از این جهت که میریم خونه خودمون و از مستاجری راحت میشیم خوشحالم اینجوری اتاقتو میچینم قربونه فنج کوچولوم برم من
نویسنده :
گلی موسوی
17:21







